تبلیغات
... پر از ناگفته ام ... - *دیدار*
 
من زمینی نیستم...!

*دیدار*

نوشته شده توسط :Sun
سه شنبه 1391/03/23-18:00

http://s1.picofile.com/file/7296516876/fwnr8dry5w2vlsammnr.jpg


به ناگاه دیدمت!

یک لحظه دلم لرزید، اما وقتی دستانم را فشردی، دیگر هیچ حس نکردم...!

دستانم در دستانت ماند و من بدون بال در آوردن از دیدار تویی که فکر می کردم مرا می شناسی؛ فقط به پرسش هایت پاسخ می دادم! با لبخند ساختگی امروزی!

حتی دیگر دوست نداشتم دستانم در دستانت بماند!!!

مدت ها بود که دیدنت را انتظار می کشیدم. حرف ها با دلت داشتم. اما وقتی دیدمت، سکوت به جای زبانم شروع به سخن نمود...

سکوت و فکر مجالی به دل نداد...

نگاه و لبخند تلخم را نفهمیدی! نفهمیدی که رنجیده خاطرم!


...


تو عوض نشده بودی و من چگونه به تغییراتت می اندیشیدم!

آری، فهمیدم که حرف های تو تا از دورها به من برسد، چقدر فاصله تغییرش میدهد!


...


یا که شاید گرمی دستانی که دقایقی قبل از تو برای ثانیه ای دستانم را معطر نمود، آنقدر آتشین بود که دستان تو با وجود پایداری بیشتر در دستانم، برایم سرد می نمود...





نظرت...؟!() 


سحر
جمعه 1396/03/12 23:08
بسیار عالی بود!
ممنونم از وبلاگ خوبتون
موفق باشید
سعیده خانم
چهارشنبه 1391/04/21 22:33
نمیدونم چرا احساس کردم این نوشته به من مربوطه
شاید این فقط یه حس باشه
نمیونم چی بگم
پاسخ Sun : !!!
مه
چهارشنبه 1391/03/24 22:03
نمی دانم شاید هم من عوض شدم .
Me derrumboooooooooo
پاسخ Sun : همه عوض میشن.
اما تغییر داریم تا تغییر...!!!
دکتر افرا
سه شنبه 1391/03/23 20:46
آفرین یه پا نویسنده ایا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:





ÊÕæíÑ äæÇí ÇíÇå


ÏÑíÇÝÊ ˜Ï äæÇ ÕæÊí


خدایا رهایمان مکن





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox