تبلیغات
... پر از ناگفته ام ... - * نبودنت را می اندیشم *
 
من زمینی نیستم...!

* نبودنت را می اندیشم *

نوشته شده توسط :Sun
پنجشنبه 1392/07/25-09:00




نبودنت را می اندیشم که از تمام بودن های اطرافم پررنگ تر است!

در جای جای زندگی هوایت خالی ست انگار
نفسم بند می آید
حریصانه می بلعم هوا را؛ شاید از خفگی اطرافم نجات یابم!


امروز، روز ِ مروارید بود
از همان روزهای بی روزی!

تیک تاک ِ ساعت را نگاه می کنم.
لعنتی!
چرا آن زمان که باید تند بروی، نمی روی و حال که باید به سرعت بگذری ایستادی و مرا به سخره می نگری؟!



خسته شدم!
نه!
آنقدرها که فکر می کردم مرد نبودم!

حضور ِ تو مرا مرد که سهل، شیرمرد می کرد...


بودنت را می اندیشم که زجرها می کشیدی از آنان که نباید!
با نبودنت گردونه را به من سپردی!
 اما من شکنجه می شوم از کارهایی که تو را زجر میداد!

چرا صبوری را بیشتر به من نیاموختی؟!


تو را می خواهم...
تا پاس دهم هجوم افکار را سمتت و تو با آرامش ِ یک معلم به حل مسائل بنشینی...



نبودنت را می اندیشم که چقدر از بودنت پررنگ تر است...
نبودنت را می اندیشم اما بودنت را می خوام...

بیا که دلتنگم...



92/7/19
19:38





*******



*
در مراسم ختم آنکه دوستش داشتی جای تو حاضر می شوم.
چای تعارف می کنند.

قند و چای؟!
یا
بغض و چای؟!

قندی در کار نیست، چای را تند تند می نوشم به خیال آنکه بغض هم با آن فروکش کند مبادا گریه ام سرکش شود جلوی همگان!
چای را با بغض می نوشم!

این بغض از نبودنت هست؟!
این بغض از فوت اوست؟!
این بغض از عدم انجام امور بر وفق توست؟!
یا از هر سه؟!

این بغض از چیست؟!
_____________________________

کی؟! من؟!
بغض ِ من با یک شوخی ترکید؟!
وای بر من!

92/7/19
19:38

*******

**
داروی دل درد فراوان است

کاش می یافتند داروسازان داروی دردِدل را...

92/6/22

23:10


*******

*** درست وقتی که نیاز داری تنها باشی
همه یهو مهربون میشن.
همه میان که بهت سر بزنن.
همه تند و تند بهت زنگ می زنن.
همه تورو دعوت می کنن که بری خونشون.
همـه ازت وقـت میخوان کـه باهـات بـرن گردش.
.
.
.
درست وقتی که نیاز داری تنها باشی...
92/7/19
19:42





نظرت...؟!() 


سعیده
پنجشنبه 1392/08/30 22:52
چقدر خوب تفسیر کردی....
خیلی خوب بود
A.A
دوشنبه 1392/08/6 16:27
آره اونو فهمیدم و خدا رو شکر...
اما خوب، قرار گرفتن تو اون حس و حال و شرایط، واسم غریبه...
A.A
شنبه 1392/08/4 11:47
نمیدونم چی بگم راستش.
تاحالا عزیزی رو از دست ندادم. یعنی تو 10 سال اخیر!
واسه همین حسش رو زیاد درست یادم نیس،اما 10 ساله همیشه این جمله باهامه: کاش بودی...
*
خاصیت آدما اینه که برعکس خواسته ت رفتار کنن! این یکی از اون "نتایجه"
پاسخ Sun : البته مخاطب من نوشته م خداروشکر هست! نباشه نمیدونم منم نیست میشم یا نه!
اما ستاره نوشت اول...
مه
دوشنبه 1392/07/29 16:54

متنت خیلی قشنگ بود .
پاسخ Sun :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:





ÊÕæíÑ äæÇí ÇíÇå


ÏÑíÇÝÊ ˜Ï äæÇ ÕæÊí


خدایا رهایمان مکن





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox