تبلیغات
... پر از ناگفته ام ... - * آرامش *
 
من زمینی نیستم...!

* آرامش *

نوشته شده توسط :Sun
پنجشنبه 1392/03/2-09:00







صدای زنگ آشنایی گوشش را نوازش کرد!

 1message…!

ابتدای آن را خواند:
فلانی جونم سلام!    فلانی ام...

دوباره اسم را خواند: فلانی ام!!!


در حال صحبت با کسی بود...
برای احترام، خواندن پیام را به وقت دیگری موکول کرد اما ذهنش گویا معنای موکول را نمی دانست!



سلام ِ عادی کجا و اولین پیام و سلام فلانی جونم کجا!!!

یعنی با من چه کار دارد؟!




واقعا چرا ذهن هر جایی و در هر زمان و در حال هر کاری باشد کار خودش را پیش می گیرد؟!
ذهن ِ مغرور...!!!




صحبت را زودتر خاتمه داد. به سمت گوشی اش خیز برداشت:

فلانی جونم سلام!   فلانی ام خوبی؟

.

..

...


مشکلی پیدا کرده بود... یک مشکل مشترک!

اما او خودسازی کرده بود تا با عوارض آن مشکل کنار آید ولی فلانی نه!


خواندن را ادامه داد:
گفتم به تو SMS بزنم که یه کم آروم شم. تو خیلی صادقی. من خیلی دوسِت دارم واقعا. با اینکه خیلی با هم نبودیم اما همیشه ازت آرامش می گیرم...


آرامش...!!!
چه واژه ی زیبایی...

یاد دوستش افتاد. هر زمان غرق پریشانی می شد سوی او می آمد. او هم همین حرف را می زد:
تو به من آرامشمیدی!

یاد دوست دیگرش افتاد که...


لبخندی از سر رضایت بر لبانش نقش بست!

اگر هیچ مفید نبود،  اما آرامشبخش بود!!!


باز به فکر فرو رفت!  سوال اصلی!
چرا او؟! چرا او آرامشبخش است؟!

اولین جوابی که ذهن ِ مغرور به او داد خدا بود!
عجب لطف پر مهری ...!

دومین جواب حفظ ِ ظاهر...



از ذهن ِ مغرور درس گرفته بود!
حتی اگر در بدترین حالات و شرایط روحی و جسمی و زمانی و موقعیتی بودی لبخند را فراموش نکن!

دیگران چه گناهی دارند که چوب ِ ناآرامی تو را بخورند؟!
آیا گناهشان فقط دیگران بودنشان است؟!


تو آرام باش!
یا آرامشت را پای خونسردی و بی خیالی و بی مشکل بودنت می گذارند و یا پای معنای حقیقی اش که امیددهنده ست!


ولی در هر دو حالت می توانند از تو آرامشبگیرند حتی اگر خودت نتوانی به خودت آرامشدهی!


خیلی سخته  سعی کنی آرام باشی تا دیگران آرام باشند اما این را پای چیز دیگر حساب کنند.
او این سختی را چشیده بود اما باز کنار نکشید...!



نصیحتی از آشنایی در ذهنش پررنگ شد... یک درس بزرگ دیگر!
یکی از رازهای
آرامش بخشی به دیگران:

" هیچ وقت مشکلاتت رو به دیگران نگو!
چون اگر دوستت باشه ناراحت میشه و اگر دشمن خوشحال! "


درست است که محرم راز کم است و خود به خود به دنبالش درد و دل کم؛ اما همین مسئله می تونه کاری کنه که با نبود ِ محرم هم کنار بیای...

فقط مراقب باش تلنبار نشه...!!!




مراقب رفتارت باش... درسته دیگران دیگرانند
 اما همین دیگران زندگی ات را رقم می زنند...





فلانی گویا آرامش پیدا کرده بود که گفت: « امیدوارم انقدر که امروز به من آرامش دادی و قبول کردی و خوشحالم کردی؛ خدا تو زندگیت بهت آرامش بده... خیلی خوبی! حتما یه روز این محبتتو جبران می کنم...»


.
.
.


ذهن، دیگر مغرور نبود! حرف های زیبایی زده بود! مهربان شده بود!

 



91/9/13





*******




* مشغول برگشتن از دانشگاه...
هندسفری توی گوشم...
پخش شدن یه آهنگ خاص... خیلی خاص...

نمی دونم از کِی این آهنگ تو موبایلم بوده اما مهم اینه الآن کشفش کردم... شاید هم کشف شده بوده اما به مقتضای حال این روزام حس خاصشو فهمیدم...
توی اینترنت متن شعرشو سرچ کردم. برام جالب بو که تو دنیای وسیع گوگل این شعرو نیافتم!

من اسمشو گذاشتم لالایی آهنگ ها...
متن کامل شعرو توی وب تایپ کردم که بخونین اما بعد اکثرش رو پاک کردم. چیزی نیست که به عنوان یه شعر خالی بخونینش...
به تنهایی جلوه ای نداره حتما باید با صدای خواننده گوش بدین. عجب خواننده ای بوده که با حسش شعر رو زنده کرده...
صدای خواننده ذهنتو در عین آرامش دهندگی درگیر می کنه!

حیف که هیچ اطلاعاتی ندارم که بگم دانلودش کنین. حیــــــــــــــــــــــــــــــــــف.


"رویای تو رویای دنیامو گرفته
دستای تو دستای تنهامو گرفته
من با توام
تو با منی
عطر تو رو حس می کنم، شب موندنی نیست
گریه نکن گریه نکن این جاده بی چشمای تو پیمودنی نیست"

_____________________

"فردا بهاره بی خیال بغض زندون

فردا جهان بهتری میشه برامون

فردا بدون چتر میریم زیر بارون

گریه نکن اشکهاتو می بینه خدامون..."


                                                  *******


** یک پیانو مشکی در یک اتاق سفید

یک دختر به سن من، به شکل من، به اسم من در یک حس عجیب

چشم ها بسته، دل ها رفته، دست ها مانده!

پایین، بالا، موزون، زیبا و صدایی که در جان می پیچد!

آخ که چقدر پیانو رو دوست دارم! آرامشش عجیبه...

91/8/10


                                                  *******


*** این جمله رو دوستی بهم sms  داد. بسی دوست داشتنی ست:

بعضی ها را هر چقدر هم که بخواهی تمام نمی شوند!

همش به آغوششان بدهکار می مانی

حضورشان گرم است

سکوتشان خالی می کند دل آدم را...

آرامش صدایشان را کم می آوری

هر دم

هر لحظه

کم می آوریشان...!!!





نظرت...؟!() 


سعیده
جمعه 1392/03/24 12:21
میدونی اینجاست که دوباره باید بگم کاش یه امکاناتی تو وب بود که نظرت رو نخوای تو قالب کلمات بدی
کاش میشد فکردی رو که تو ذهنم میاد وقتی نوشته هات رو میخونم بنویسم اما نمیتونم قابل نوشتن نیست...
به کلمه که تبدیل میکنم گم میشه حسم....
خیل خوب بود
پاسخ Sun : مرسی...
omid
یکشنبه 1392/03/5 22:35
A.A
جمعه 1392/03/3 01:28
لبریز از آرامش...
اما مگه چند نفر می فهمند معنی واقعی این آرامش رو؟
خوبه که دیگران رو آروم کنی، اما فقط ای کاش نذارن پای چیز دیگه....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:





ÊÕæíÑ äæÇí ÇíÇå


ÏÑíÇÝÊ ˜Ï äæÇ ÕæÊí


خدایا رهایمان مکن





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox