تبلیغات
... پر از ناگفته ام ... - * نجاتت دادم بی معرفت *
 
من زمینی نیستم...!

* نجاتت دادم بی معرفت *

نوشته شده توسط :Sun
دوشنبه 1391/12/21-09:00



تا کِی باید صحبت های ما، در ذهن ِ من ادامه پیدا کند؟!

اگر واقعی نمی شوند لااقل تنهایم بگذارند!!!


عجب زندگی ِ شیرینی برایت ساخته ام.

تو ؛ مرا داری!!!


برای تو شیرین است و برای من رویایی.

برای هر دو خوب است اما باز...


نیست!

نیستی!!



می دانی در گفتگوهایمان جالب چیست؟!

جالب این است که خودم هم نمی دانم به جای تو چه جوابی خواهم داد!!!


بسان دیوانگان چنان مشتاقانه منتظر جواب خودم که گویا از زبان توست می مانم که انگار دو ذهن جدا دارم!


یکی برای من

یکی برای تو


91/6/15



*******



 

* جرم من هیچ نبود جز غم هجران یار!

من نبودم تنها عاشق زلف های نگار!


 *******

 

**حرف، اگر حرف است و من اگر لایق زده می شود!

حرفی که به اصرار ِ من زده شود ارزش پیشینه را نخواهد داشت!

به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

بد نیست نزدیکانم بدونن.............!


*******


*** سلام ِ ستار!

پیشنهاد میدم اگه گوش نکردید،  گوش بدید.

حسش فوق العاده ست...





نظرت...؟!() 


مه
سه شنبه 1391/12/22 09:43
یه جورایی از همون جالب ها .
جالب و خاص ...
A.A
دوشنبه 1391/12/21 22:59
دو ذهن جدا، یکی برای من، یکی برای تو...
خیلی خوب بود،خیلی...
مه
دوشنبه 1391/12/21 22:12
چقدر قشنگ . چقدر واقعی . چه دردناک . چه جالب . با تمام وجود درکش می کنم و حسش می کنم . حتی بوی عطرش رو .
پاسخ Sun : همون جالبا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:





ÊÕæíÑ äæÇí ÇíÇå


ÏÑíÇÝÊ ˜Ï äæÇ ÕæÊí


خدایا رهایمان مکن





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox